1
ستاد ویژه توسعه فناوری نانو Iran Nanotechnology Initiative Council بستن
  • ستاد ویژه توسعه فناوری نانو

  • بانک اطلاعات شاخص های فناوری نانو

  • سایت جشنواره فناوری نانو

  • سیستم جامع آموزش فناوری نانو

  • شبکه آزمایشگاهی فناوری نانو

  • موسسه خدمات فناوری تا بازار

  • کمیته استانداردسازی فناوری نانو

  • پایگاه اشتغال فناوری نانو

  • کمیته نانو فناوری وزارت بهداشت

  • جشنواره برترین ها

  • مجمع بین المللی اقتصاد نانو

  • اکو نانو

  • پایگاه اطلاع رسانی محصولات فناوری نانو ایران

  • شبکه ایمنی نانو

  • همایش ایمنی در نانو

  • گالری چند رسانه ای نانو

  • تجهیزات فناوری نانو

  • صنعت و بازار

  • باشگاه نانو

نقش سازمان‌های مردم‌نهاد در حکمرانی فناوری‌های نوظهور

افراد مقاله : ‌ مترجم - فاطمه شکی , مترجم - حسین شکی

موضوع : سیاستگذاری و ارزیابی کلمات کلیدی : توسعه آموزش - سیاست‌گذاری - دولت تاریخ مقاله : 1396/07/24 تعداد بازدید : 742

سازمان های مردم‌نهاد یا سمن‌ها در بحث های مرتبط با پیامدهای اجتماعی فناوری های نوظهور درگیر هستند. اما کدام راهبرد‌ها و فعالیت‌های این سازمان ها، بیشترین نفوذ و اثر را در پیش بینی پیامدهای اجتماعی بلندمدت فناوری نانو دارد؟ این پژوهش قصد دارد به این سوال پاسخ دهد.

  
سمن‌های فعال در فناوری نانو و زیستشناسی مصنوعی، تأثیرات بزرگی بر بحثهای سیاستی داشته، به طور همزمان نگاهی به پیشبینی پیامدهای اجتماعی این فناوریهای نوظهور نیز دارند. البته نهادهای مختلف، سطوح متفاوتی از موفقیت و تأثیر در ارتقای چنین مباحثی دارند، زیرا هرکدام از این نهادها بر اهداف و خواسته‌های مختلفی تمرکز دارند؛ برخی به آموزش مردم در رابطه با توسعه فناوری پرداخته، برخی دیگر به ایجاد انجمن¬هایی در میان ذینفعان متخصص از بخشها و رشتههای مختلف مبادرت کرده، و مابقی روی اتخاذ و اجرای طرحها و پیشنهادهای سیاسی خاص مشغول بودهاند. با این حال، حتی اگر مستقیماً امکان برقراری ارتباط میان فعالیتهای سازمانی با دستاوردهای سیاسی وجود ندارد، فعالیت برخی نهادها که مباحث سیاسی را شکل داده و مستندسازی کرده¬اند بسیار ارزنده و قابل توجه بوده است. علاوه‌بر این، یافته¬های حاصل از بررسی¬های عمیق در این موارد میتواند قابل اجرا و قابل انتقال به بسیاری از مؤسسات مشغول به کار در انواع مختلف فناوریها باشند. به طور خلاصه، من فکر میکنم که یک سوال کلیدی در حوزههای سیاست علم و فناوری وجود دارد و آن این است که کدام اقدامات و راهبردهای سمن‌ها، در پیشبینی پیامدهای بلندمدت اجتماعی فناوریهای نوظهور، تأثیرگذار هستند و این دستاوردها چگونه میتواند بهتر در روند سیاستگذاری نهادینه گردد؟ 
برای پاسخ به این سوال، من در یک پروژه تحقیقاتی تقریباً پنج ساله به مطالعهی سه سمن معتبر و موثر در بحثهای سیاست فناوری نانو و زیستشناسی مصنوعی پرداختم. این نهادها عبارتند از پروژه فناوری نوظهور نانو (PEN)، پروژه زیستشناسی مصنوعی - که هر دو در مرکز تحقیقات بینالمللی وودرو ویلسون در واشنگتن دی سی قرار دارند- و شورای بینالمللی فناوری نانو (ICON) در دانشگاه رایس در هوستون، واقع در تگزاس. این پژوهش شامل مصاحبههای نیمه‌ساختاریافته با بیش از پنجاه متخصص از طیف وسیعی از رشتهها و بررسی محتوی بیش از دوهزار صفحه از اسناد انتشار یافته و مرتبط با این نهادها و تجزیه و تحلیل رسانههای چندمنظوره برای پیگیری تأثیر و نفوذ آن‌ها در طول زمان بود. هر دو سازمان مرتبط با فناوری نانو (PEN, ICON) در دورههای مشابه بین اواسط دهه 2000 و اوایل دهه 2010 فعالیت داشتند. بعلاوه، آن‌ها در بسیاری از جوامع تحقیقاتی و سیاسی دنیا به واسطۀ تولید گزارش‌ها و فهرستهای اطلاعاتی آنلاین (به ویژه در مورد PEN) شهرت داشتند. به طور ویژه، این نهادها در زمینۀ تحقیقات مرتبط با سلامت، ایمنی، نگرانیهای زیستمحیطی، مباحث مرتبط با درک عمومی و تجزیه و تحلیل طرحهای سیاسی مشهور هستند.

راهبردهایی برای پیش بینی
مفهومی که به درک راهبردهای اتخاذ شده به‌وسیله‌ی این سازمانها کمک میکند، از ادبیات علوم اجتماعی برآمده و به عنوان حکمرانی پیش‌نگر شناخته می‌شود. حکمرانی پیش‌نگر به مجموعهای از فعالیتهایی اطلاق می شود که برای کمک به متخصصان و افراد علاقمند به بررسی پیامدهای اجتماعی فناوریهای نوظهور در اوایل توسعه آن‌ها و پیش از تثبیت آن اثرات، طراحی شده است. دیوید گوستون، مبتکر کلیدی این ایده، تشبیه ارزندهای برای بیان چگونگی پیشبینی مسائل اجتماعی مرتبط با فناوریهای نوظهور پیشنهاد میکند که مشابه با رژیم منظم تمرینات ورزشی افراد برای حفظ تناسب اندام است. او مینویسد: "تمرینات ورزشی افراد در باشگاه، قرار نیست که آنها را قادر به غلبه بر یک رویداد خاص یا پیشبینی شده کند. در عوض، این کار موجب ایجاد قابلیت در آنها برای مقابله با چالشهای ناشناختۀ فیزیکی و روانی است. بنابراین حکمرانی پیش‌نگر، بیشتر ناظر به تمرین، تکرار و تقویت یک پتانسیل و ظرفیت در یک مسیر منطقی، فضایی یا موقتی است تا اینکه ناظر به غیب‌گویی در مورد آینده باشد."
من نسخهی تعدیل شدهای از چارچوب حکمرانی پیش‌نگر را برای راهنمای تحقیقات خود ایجاد کردم. این مفهوم شامل سه قسمت مرتبط با هم است (کادر 1) : آینده‌نگاری ، توسعه مرزی و تعامل . من برای هر جزء، مجموعهای از راهبردهای عملیاتی را بر پایه فعالیت‌های انجام شده به‌وسیله‌ی یک یا تعداد بیشتری از مطالعات مورد بررسی، به شکل مجزا آورده‌ام. 
کادر 1. چارچوب حکمرانی پیش‌نگر
آینده‌نگاری
• آوردن آینده به حال 
• به‌روزرسانی منظم دانش به واسطهی تکرار 
• سرمایهگذاری روی مزیت پیشگامی
توسعه مرزی
• بسط اعتبار متخصصین 
• تسهیل همکاری‌ها و تعاملات 
• ایجاد اهداف مشترک 
تعامل
• اشباع رسانه‌ای
• ایجاد فلسفه طراحی منسجم
• آزمایش با مشورت مستقیم 

جزء اول دربرگیرندهی آینده‌نگاری است با این تعریف؛ "تجزیه و تحلیل منظم آیندههای جایگزین"، برای درک اثرات اجتماعی فناوریهای جدید. در حالی که روشهای بسیاری وجود دارد که سمن‌ها میتوانند برای ایجاد این دیدگاه پیشبینی‌کننده، مورد استفاده قرار دهند، مانند پیشگام بودن در یک حوزه و عمل به عنوان اولین داوطلب، من یکی از نقش‌های ویژۀ این نهادها را بهره‌برداری از فرصتها برای کشاندن آینده به حال یافتهام. به عنوان مثال، PEN شاید نزدیک‌ترین ارتباط را با فهرست محصولات مصرفی دارد، فهرستی آنلاین از محصولات موجود برای خرید که شامل مواد نانومقیاس بوده است. هرچند این فهرست به دلیل ناکامل بودن و ارائه اطلاعات نادرست از پیشرفت فناوری نانو در بازار مورد انتقاد قرار گرفت، پژوهش من نشان داد که همین فهرست، تأثیر اجتنابناپذیری بر مذاکرات سیاسی در رابطه با فناوری نانو داشته است. 
به عنوان مثال، یکی از مصاحبه‌شوندگان بخش خصوصی بر این موضوع تاکید داشت که این فهرست چگونه مردم را به پرسش در مورد محصولات مصرفی وارد کرده است. پرسش‌هایی از قبیل " 1)آیا افراد باید از نانومواد یا محصولات ساخته شده از نانومواد، در محصولات مصرفی آگاه باشند، و 2) اگر آگاه هستند، این محصولات به چه شکل ممکن است به بازار عرضه شوند و چه الزامات برچسب‌گذاری باید داشته باشد؟ این مصاحبه شونده نتیجه گرفت که "این فهرست منجر به صحبت کردن افراد شد." به طور مشابه، یک نماینده غیردولتی گفت که فهرست محصولات مصرفی، دانش واقعی را با انواع متفاوت اطلاعات ساده یا مبتنی بر ارقام نشان داد و توجه سیاستگذاران و رسانهها را به چنین موضوع مهمی جلب کرد.
یکی از مصاحبه‌شوندگان دولتی نیز اثر نهایی فهرست محصولات PEN را "مجبور کردن سازمانها نسبت به تنظیم مقررات و تشویق جدی آن‌ها برای آغاز توسعهی برخی سیاستها" می‌داند و می‌گوید :« من فکر میکنم این موضوع بسیار سریع‌تر از آنچه با روش‌های دیگر میتوانست اتفاق بیفتد، رخ داد.»
جزء دوم در چارچوب فوق، شامل کاهش فاصله بین بازیگران مختلف و جوامع است، در حالی که به طور همزمان اجازه میدهد "منافع متفاوت و هنجارهای اجتماعی منحصربه‌فرد باقی بماند". سمن‌ها میتوانند به ایجاد بستر لازم برای تسهیل گفتگو میان بخشها عمل کنند، و همچنین میتوانند از ابتدا برای رسیدن به این هدف ساخته شود. ICON که به عنوان سازمانی مرزی بنا نهاده شده است، با اسناد حکمرانی‌اش روشن ساخت که تصمیمات در مورد جایگاه و اولویتهای ICON بر مبنای ورودیهای متعادل از چهار گروه از ذینفعان گرفته می شود. این گروه ها شامل دولت، دانشگاه، صنعت و سمن‌ها است. 
پروژه زیستشناسی مصنوعی نیز به طور مشابهی عمل کرده است، چنانکه یکی از کارکنان این پروژه اشاره کرد: «زیستشناسان مصنوعی، اکولوژیست‌ها، سمن‌ها قانون‌گذاران دولتی به منظور بحث و تبادل نظر در رابطه با ایمنی و روشهای امنیتی، در زیر یک سقف مستقر بودند.» بعلاوه، PEN به منظور تقویت اعتبار خروجیهای تحقیقات خود، به اظهارات حمایتی که پیشکسوتان، رهبران و صاحب نظران در این حوزه داشته‌اند از جمله کسانی که در صنعت هستند، اعضای کنگره و رؤسای پیشین سازمان حفاظت محیط زیست نیز ارجاعاتی دارد. هر دو پروژه PEN و زیستشناسی مصنوعی بر این نکته تاکید دارند که شهرت قابل ملاحظهی مرکز ویلسون، مزیت ساختار نیمه‌دولتی آن به عنوان یک نهاد مستقل اما با مجوز از کنگره به عنوان یادبود ملی از بیست و هشتمین رئیس جمهور آمریکا (ووددرو ویلسون) از نقاط قوت این مرکز به شمار می‌روند، چنانکه یکی از مصاحبه‌کنندگان اشاره داشت، "هیچ کس اینطور فکر نمی‌کرد که مرکز ویلسون تبری برای خُرد کردن نانو در دست دارد." 
سومین جزء چارچوب مذکور، دربرگیرندهی هر دو مورد ارتباطات خارجی و تعامل با مردم است. در ادبیات علوم اجتماعی، تعامل عمومی به طور فزایندهای به این عنوان شناخته شده است که چیزی بیش از آن است که فقط به ارائه آموزش و اطلاعات در رابطه با پیشرفت یک فناوری بپردازد. در عوض، هدف تعامل، "یافتن راههایی برای گوش دادن و ارزیابی اشکال گوناگون دانش عمومی"، از طریق ابزارهای بررسی مستقیم شامل تحقیقات، گروههای متمرکز، گفتگوها، جلسات بازخورد از دانشمندان و مانند آن‌ها است. 
PEN به طور ویژه در این زمینه ماهر بود و همانگونه که در یک سند داخلی تأکید شده است، پیام واضحی داشت. آن پیام این است که تمرکز روی موضوع برای «دریافت حقیقت نانو، از همان شروع کار»، و برای اینکه اطمینان حاصل شود که این مطالب به طور وسیعی منتشر شده است، رسانه ها را اشباع کرد. مانند بسیاری از سمن‌های دیگر در این حوزه، PEN نیز بررسیهایی را برای سنجش درک عمومی از تحولات در فناوری نانو و تکمیل آن‌ها با گروههای متمرکز کوچک مقیاس، مکالمات از طریق وب و بسیاری از جلسات عمومی حضوری انجام داد. پروژه زیستشناسی مصنوعی این فعالیتها را در سالهای بعد ادامه داد و از آن‌ها برای انتشار چشم‌اندازهای مهندسی عصبی یا ویرایش ژنوم استفاده کرد. البته، هر چه وجود و عملکرد چنین سازمانهایی در دید عموم بیشتر باشد، نگرانیهای بیشتری می‌تواند در این رابطه به وجود آید که آیا این سبک کار، تاثیری بر روی پژوهشها و نتایج حاصل از آن‌ها میگذارد. به عنوان مثال، یکی از مصاحبهشوندگان پرسید که "آیا آزمونی وجود دارد که انحراف اطلاعات را کمی بیشتر پوشش دهد." به طور خلاصه، این نهادها که در مرزهای بین جوامع مختلف قرار گرفتهاند باید به طور منظم یک تنش فراگیر را مدیریت کنند، که این امر به آنها اجازه میدهد تا به طور موثر با عموم مردم تعامل داشته و آنها را به فناوریهای نوظهور علاقمند کنند.

آموختـه‌ها 
علاوه‌بر راهبردهای ویژۀ مطرح شده در بالا، حداقل سه نتیجهگیری و درس عمومی‌تر، از این پژوهش حاصل شد. اولاً، ساختن یک فضای حفاظت‌شده که آزمایشهای فردی و نهادی را ترویج دهد امری حیاتی است. در حوزههایی که بسیاری از یافتههای علمی-جدا از اثرات اجتماعی بالقوه-نامشخص هستند، توانایی به کار بردن ایدههای جدید و بررسی روشهای درک این پیامدهای وسیعتر به طور ویژه امری ضروری است. ثانیاً، قضاوت در مورد موفقیت و شکست چنین سمن‌هایی نسبتاً دشوار است. به ندرت می‌توان بین فعالیت یک نهاد منفرد و تغییرات سیاستی، تناظر یک‌به‌یک پیدا کرد. ثالثاً، از آنجاکه اهمیت فناوریهای خاص ممکن است گذرا باشد، سازمانها میتوانند با آسیب انحلال سریع مواجه باشند، به خصوص که همیشه به نظر میرسد که موج دیگری از فناوریهای نوین پدید می‌آید.
هنوز نمی‌توان گفت که سایر بازیگران لزوماً ایده‌ها و فعالیت‌های سیاست‌گذارانۀ نهادهایی مثل PEN یا ICON یا پروژه زیستشناسی سنتزی را دریافت کرده‌اند. همان‌طور که پیشتر اشاره شد، این نهادها همیشه قادر بودند تحول خاصی را‌ شناسایی و با صراحت اعلام کنند که این تنها دلیل تغییر جهت بود. در حالی که دستهای از شواهد نشان میدهد که PEN و تا حدی ICON به طور وسیع به شکلگیری سیاستهای فناوری نانو کمک کرده‌اند، تخصیص هر تغییر سیاست مشخص به PEN یا ICON یک ادعای بزرگ است. 
در حقیقت، ایجاد اسناد بدون ابهام برای هر سمن در هر حوزه دشوار است، به استثناء آنهایی که روی مسائل فنی با ذینفعان متعدد و طی دورهی زمانی طولانی کار میکنند. به عنوان مثال، یک مقام ارشد دولت سابق ایالات متحده، نظری نسبتا متفاوت روی موضوع ارائه داد، که تأثیر PEN را تأیید میکند و در عین حال بیان می‌کند که نسبت‌دادن یک تغییر سیاستی خاص به یک بازیگر مشخص، کاری دشوار است. این مقام گفت: «پاسخ دادن به این سوال که آیا آن‌ها واقعاً بر روی سیاست اثر داشتند، بسیار سختتر است. منظور من این است که من مدت طولانیتری نسبت به آنچه که در ابتدا تصور می‌شد، برای فکر کردن در مورد چگونگی این سوال صرف کردم." 
با توجه به بنبست سیاسی و روند کند توسعه سازمانی، حداقل در سطح ملی در ایالات متحده، این محتمل است که سمن‌ها به داشتن نقشی ضروری در خط مقدم ارزیابی فناوری و تلاشهای حکمرانی پیش‌نگر در آینده ادامه خواهند داد. بر اساس یکی از تحلیلهای اخیر این مدل "حکمرانی نهادی پراکنده" مزایا و معایبی دارد؛ این مدل امکان پیاده‌سازی یک سبک "پایین به بالای چابک" را می‌دهد که اتخاذ شیوهها و روششناسیهای متعدد را ممکن می‌سازد، در حالی‌که این روش با "ضعف یا نبود هماهنگی در انتخاب موضوعات مورد مطالعه، چگونگی تجزیه و تحلیل آنها و اطمینان از اثرگذاری ارزیابیها " مواجه است. 
برای تحلیل درست، باید بتوان به این سوالات پاسخ داد که آیا این سازمانها میتوانند در مقیاس خیلی بزرگ، پایدار باشند، در زمان مناسب اقدام کنند و مجموعهای از مهارتها و ظرفیتهای مورد نیاز برای بررسی علوم پیچیده و به هم پیوسته و تحولات فناوری که امروزه جامعه با آنها روبرو شده و در دهههای آینده نیز ادامه خواهد داشت را دارند یا خیر. 

مسیر پیش رو 
همانگونه که در ابتدا گفته شد، بررسی نقش سه سمن فوق، قابلیت ایجاد مجموعهای از دانشها را دارد که دیگر سمن‌ها میتوانند در طول زمان از آن استفاده کرده و یاد بگیرند. به کار بردن دروس هرگز آسان نیست: اختلافهایی در اندازه صنعت و ساختار، سرعت توسعه فناوری و تغییرات در رژیمهای نظارتی وجود دارد. با این وجود، کاربرد آینده‌نگاری، توسعه مرزها و راهبردهای ترغیب عموم به حوزهای از فناوریهای نوظهور میتواند به ایجاد یک "بافت ارتباطی " بنیادیتر کمک کند، بافتی که امروزه چندان وجود ندارد. علاوه‌بر این، یادگیری از تجارب پیشین، میتواند اطمینان‌بخش این باشد که احتمال تکرار اشتباهات کمتر شود. مصاحبهشونده دیگری این مطلب را با من به اشتراک گذاشت: «چالشی که ما به عنوان یک جامعه با آن روبرو هستیم این است که راهی پیدا کنیم تا از نگاه "مدیریت بحران" نسبت به ارزیابی فناوری جلوتر برویم. یعنی به‌جای اینکه اول محصولات فناورانه به بازار بیایند و سپس ما سعی کنیم که اثرات آن را با نگاه به گذشته ارزیابی و بررسی کنیم ، باید به موقعیتی برسیم که ارزیابی بر ورود محصول به بازار تقدم یابد.» 
سمن‌هایی که در اینجا مورد بررسی قرار گرفتند، نقشی کلیدی در شروع این تحولات داشته‌اند. اغلب دشوار است که به تغییر خاصی در سیاست یا مقررات اشاره کرد و بتوان ادعا کرد که تنها یک سمن مسئول چنین تغییری بوده است. بسیاری از سازمانها به این تغییرات کمک میکنند و تلاش برای تعیین تناظر مستقیم چنین تغییراتی با نهادهای خاص، یک چالش است. در این مقاله در راستای درک رفتارها، فعالیتها و مشارکتهایی که این سازمانها متحمل شدهاند تلاش شده است. کار مستمر نهادهای متعدد در طول زمان میتواند منجر به بحث‌های قویتر و غنیتر در رابطه با پیامدهای سیاست فناوریهای نوظهور گردد. سازمانهای مورد بررسی در اینجا تلاش داشته‌اند که تنها این وظیفه را انجام دهند. آن‌ها زمینه‌هایی برای گفتوگو میان ذینفعان مختلف ایجاد کردند که ممکن است سبب توجه بیشتر به فرصتها و خطرات ناشی از این تحولات فناوری گردد. من با یکی از مصاحبهشوندگان به منظور مشخص کردن این نکته صحبت کردم.او به طور خلاصه، بیان کرد "ICON، مرکز ویلسون و بقیه مدلی دارند که میگوید، منتظر این نباشیم که اتفاقات بد بیافتد. فعال باشیم و تصور کنیم که چه اتفاقی میتواند بیافتد و بیندیشیم که چه کارهایی نیاز است انجام شود که این اتفاق نیافتد. و اگر این روش به یک مدل تبدیل شود، من فکر میکنم که اثرات فوقالعادهای خواهد داشت." 

منبع:
Evan S. Michelson, Emerging technologies and the role of NGOs, Nature Nanotechnology, Vol 12, May 2017.